شیرین! ناراحت میشی ازت سوال شخصی بپرسم؟
- شیرین کیه دیگه؟ آره ناراحت می شم!!!
دوست نداری شناخته شی یا دوست نداری هرکسی بشناسدت؟
- دومی!
پس یعنی منتظر یه نفری!؟
- جواب نمیدم
یعنی یکی اونقدر تو زندگیته که دیگه لازم نیست هیچکی بشناسدت؟
- نه! ولی دوست ندارم هرکسی بشناسدم.
پس میپرسم! به عشق در یک نگاه باور داری؟
-چرا می پرسی؟!
نگران نباش، منم دلم یه جا گیره، میخوام بشناسمت، بگو به عشق در یک نگاه باور داری یا نه؟
- دلت یه جا گیره دیگه چی میخوای بشناسی، اصلا فکر کن آره، تو خودت چی؟
قبلا نداشتم ولی...
- ولی چی؟
هیچی،، راستی تو چشاتو با چی می شوری انقد زلاله؟
-یعنی چی؟
هیچی! گاهی آدم اصل حرفهاشو نمیگه!
- عادلانه ست که سوال میپرسی اما خودت جواب نمیدی؟
آره مثل اینکه خبر نداشته باشی یه نفر دلش پیشت گیر باشه،
- عادلانه است؟ اگه دل من هم پیشش گیر باشه چی؟
دیدی عادلانه است؟
- خودت که گفتی آدم گاهی اصل حرفشو نمی گه؟
آره.. تو چشاتو با چی می شوری آنقدر زلاله؟
- اگه اصل حرفو هیچکدوم نگن چی؟
نمکش به همینشه، این تازه اول قصه مونه.
- اگه یکیشون متوجه نشه یا اشتباه بفهمه چی؟
تلخی می کنی و بازچقدر بهت می آید
حالا هی بگو اسم من شیرین نیست
- قشنگ بود
همین؟
- آره نمکش به همینشه دیگه... اممممم
می بینی؟
- چیو؟
ببین! چشمها اصل حرف رو اونا می زنند.
- ببینم تو اسمم رو دوست نداری؟
معلومه که دوست دارم دوست داشتن یعنی اسم تو،
- پس چرا به اسم خودم صدام نمی زنی؟
گفتم که آدم گاهی اصل حرفشو نمی گه، تازه قصه مون نباید لو بره،
- قصه مون؟
آره! عشق خوبش اونه که بوجود بیاد، نه اینکه درخواستش کنی، منو نگاه کن!
- چه تعبیر قشنگی
چه چشمای قشنگی!
حمید طاهری (فلانی)
اینستا: hamidtaheri.ht
فلانی_نوشت:
(چند خط از داستان «قصه ی دفاع یک پنگوئن شاعر که هیچوقت جای یک شترمرغ شوالیه اشتباه گرفته نشد»)
ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 111