آخر رسید به خانه اش کلاغ
اما نشد برف مسافرکش ها...
...آبی و / باور کن دروغ سگان
می چربه بر حرف مسافرکش ها
آن زن که زد ماشین غمگینت را
با سگ نشست و خورد بالینت را
حتما کرایه را حساب کرده
گوشی که ریده آب رویینت را
شاید شبیه نوکرش بودی هه
یا ارث باباش دیده ماشینت را
باید ازین زنها فرار کنی خب
خسرو خریده دست ِ شیرینت را
حمید طاهری (فلانی)
هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 81