گفته بودم عاشقی ات نه شکایت کردنیست
بس غمین گشتم غمم! حالِ غمم را تو ببخش
من گمان کردم پریشان شدنم را دوست داری!؟
دوست داری؟ کم پریشان شدنم را تو ببخش
کاش می شد کاش کاشانه ی خوبت کاش پیدا
گم شده ام راه را، گم شده ام را تو ببخش
دیر وختیست که از پیر شدن هم ترس دارم
زود بیا تا نمردم کفنم را تو ببخش
گفته بودین شاه معشوق قوی دل می خرند
ناتوان شد دل ولی شه، دلکم را تو ببخش
غم امونم را بریده تو نبودی شعر را چون
ام و نم قافیه شد کم نمکم را تو ببخش
حمید طاهری (فلانی)