من ز مقاومت و جنگ با اژدها میگفتم
او پارچه نجس تسلیم را صلح می پنداشت
و با سربازان مو زرد سربی جنگ را بر سرم میکوفت
حالا خوب نگاه کن بدو
به من که رسیده
جنگجو شده پفیوز، با دستانی سربی!
چه اژدهایی از تو درآمده
که برادرکشی رسمت شده ست؟
قشنگ نگاه کن
منم رستم، برادرت!
حمید طاهری (فلانی)
هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 135