شعر را خراب می کنی

خرید بک لینک

ببین چگونه شعر را خراب, می کنی
که نیستی و نقشه را برآب می کنی
نمی کنی نگاه ِ من حتی به شعر هم
نمی کنی؟! ردیف را خراب, می کنم
.
همین که دود می شوم تو باد می شوی
همین که هوش می شوم شراب می شوی
همین که نیستی و نیستم که می کنی
ازین به بعد قافیه خراب, می کنم
.
به محض ِ رفتنت شعر را به بند می کشم
اگر نیامدی آنرا به گند می کشم
شبیه ِ مرغهای شکسته بال در جنون
به جای جیک جیک همش هه.. جیغ می کشم
.
غزل که می شوم ز غم قصیده ام نکن
ترانه می شوم برات خموشیده ام نکن
بیا و انتظارُ منثوی حوس نکن
همین دو بیت را بیا بی چاره ام نکن

حمید طاهری (فلانی)

تلافی نوشت: اینهم بازنگری شده ی یک شعر ِ قدیمیست که آهنگی هم روش نوشته ام و در حال ِ نسخه گیری ام که به زودی منتشر خواهد شد.

دوستان ِ قدیمی ، خیلی قدیمی که حال خوبی دستمان داده اند، وقتی هنوز بعد از اینهمه سال، از اینهمه فاصله ... اینهمه بی دریغ... غریبانه... هنوز هم هستند جایی در یک جای این دنیا، دنیای شلوغ محیطهای سایبری.. هنوز بی دریغ..... خودمونیما وبلاگ خوانی هم حال ِ خودش رو داره که بی دریغ دوست دارم... حواسم هست بهت رفیق!

هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...

ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 15:07

صفحه بندی