ندیدن... غزلواره درد دیدن

خرید بک لینک

گربه نامی شد! فراموشیده شدن را می بینی؟
شیر در شیشه، فرا موشیده شدن را می بینی؟

با سمرقند و بخارا آی دارا را داد
وای قناری ها، نبخشیده شدن را می بینی؟

سالها سال درین میکده خواب افتاده ست
بی مغان دیر، خرابانیده شدن را می بینی ؟

بیست سال تمام سی ساله شدن را بر گردی
همچو گل پره پرانیده شدن را می بینی!

سخت باشی کرم ِ بی پر باز ات می کنند
مهره ماتیده هه پیچیده شدن را می بینی

سرکه ساز ِ ساق ِ ساقی ، ساقه انگوری ِ کج
درد ِ گلدان از گلی چیده شدن را می بینی

کرم ِ تسمیده به پیکان بچه پروانه ی زشت
بی سرانجام، نه شمعیده شدن را می بینی

شاه خاکی ِ خرابه، جوجه پنگوئن ِ کم
شامِ کوسه! بد سرائیده شدن را می بینی!

پشت آن بومی که دیدی دوست را کف می برد
رنگ ِ آسان سُر خورانیده شدن را می بینی!

تا سپیده، شب پریشان دور ِ فرشی چرخیدی؟
بازِ دُم پایی، بچرخانیده شدن را می بینی؟!

دارچین ِ ته ِ چایی کفتر ِ چروک ِ تا چین
کرم ِ بارانی شمیدیده شدن را می بینی !

دود ِ نخ نخ ِ پیر، آهن راه، راهی ِ گم شده
هی حمیدم هی خمیدیده شدن را می بینی

یا شتر یا مرغ جوجه گورخر خاکِ تنگ
پای در چاله گرفتانیده شدن را می بینی

پای در پنجره ها چشم براهی بکشی
یوسفانه بازگشتانیده شدن را می بینی

یوسفی را گم شدن چاره، ترنجی چاقو آخ
تازه کافر، شهر ِ کوفیده شدن را می بینی

کارمان از غزلی واره شدن ها گذشت
قفسی مرغِ قصیدیده شدن را می بینی!

مثنوی منظومه ای از ناشکیبایی شدی
چاره ای کن بی نوا، نی ئیده شدن را می بینی!؟

هر ردیفی درد دیدن، باز شعری بی تو شد!
چون همیشه بی تو آه قافیه گم شد! می بینی؟

حمید طاهری (فلانی)

اینستگرام: Hamid_Taheri

هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم...

ما را در سایت هرچه گفتم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1396 ساعت: 1:33

صفحه بندی